پرهامپرهام، تا این لحظه 6 سال و 4 ماه و 3 روز سن دارد

پرهام گمپ گل مامان و بابا

عید ۹۷

نوروز بمانید که ایّام شمایید  آغاز شمایید و سرانجام شمایید آن صبح نخستین بهاری که به شادی،  می آورد از چلچله پیغام، شمایید آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار  آن گنبد گردننده ی آرام شمایید خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشید شما ، عشق شما ، بام شمایید نوروز کهنسال کجا غیر شما بود ؟ اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید عشق از نفس گرم شما تازه کند جان  افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق، هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست  در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است ، در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید ایّام...
1 فروردين 1397

زود بزرگ نشو پسرم

زود بزرگ نشو پرهامم. کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو گوشه دلم قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ، آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز! همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ، ولی زود بزرگ نشو پسر پاییزی من آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت. آن سوی سن و سال خبری نیست . کودکی کن ، از ته دل بخند به اداه...
28 اسفند 1396

فوتبالیست کوچولوی

چشم بر هم زدنی ،مرد کوچک من بزرگ مردی میشود که برای نگریستن به چهره ماه مردانه اش باید سر بالا کنم انشاالله ترم زمستانه فوتبال خلیج فارس هم کم کم رو به اتمام هست گل پسر فوتبالبستم ⁦ ️⁩...
30 بهمن 1396

تولد ۳۰سالگی مامانی

پرهام سه دهه از عمرم گذشت. این پروسه طبیعی زندگی ماست. نمی‌توانیم این مسیر را متوقف کنیم. وقتی 20 ساله بودم، 30 سالگی برایم سن زیاد و عجیب و غریبی به نظر می‌رسید. اینقدر عجیب که شاید کمتر به این موضوع فکر می‌کردم بالاخره با عبور زمان عدد 30 خودش را به ما تحمیل می‌کند. حالا دوران بیست سالگی تمام شده و سی سالگی خودش را نشان داده از خدا می‌خوام توی چند سالی که قرارهای بهم عمر بده برات بهترین مامان دنیا باشم گل پسرم در ضمن از سوپرایز تو و بابایی هم ممنونم که مثل همیشه برای تولدم غافلگیر شدم ...
3 بهمن 1396

خانه کودک

                                                                یه روز خوب در خانه کودک با خانوم افتخار و دوستای مهد قرآن         ...
15 دی 1396

پایان دوره حروف عربی

چکاوک کوچولوی من چکاوک خوش سخن مامانی کتاب آموزش حروف عربی با موفقیت گذروندی و امروز امتحان داشتی و براتون جشن گرفتن خانوم افتخار واقعا واستون زحمت کشیدن خیلی خیلی خوشحالم پسر باهوش من پرهام مامان خوشحالم که توی سن پنج سالگی حروف الفبا کامل یاد گرفتی ...
5 دی 1396

تولد ۵سالگی

باز کن پنجرهها را که نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ شمع روشن کرده است لمس بودنت مبارک تولدت مباااارک بهترین پسر دنیا⁦ ️⁩⁦☃️⁩⁦ ️⁩⁦☃️⁩ چه زیباست تقارن یلدا با تولدت پسر یلدایی من آخر پاییز فرا رسیده زمستون و روزای برفیش واسم سرد نیستن تا وقتی که خاطرات گرمت همرامه پسر شیرینم عااااشقتم ...
2 دی 1396

سفر پاییز ۹۶

عزیز کوچولوی دوست داشتنی مامان چهارشنبه ۱۵آذر به همراه عمه لی لی و صباجونم به بوشهر رفتیم و۱۷آذر برگشتیم شیراز خیلی خیلی بهت خوش گذشت پسر شیطونم و تا تونستی آب بازی و شن بازی کردی گل پسری                                                                                 &n...
19 آذر 1396